دلنوشته ای از مادر صلح شهلا فروزانفر

آی شمایان که تمام منافع سرمایه داری را برای خود می خواهید  اما آسیب ها و ناهنجاریهای آن را با اعدام پاسخ می گویید.

آنها که به دار کشیدید از فقیرترین طبقه احتماعی تحت پوشش کمیته امداد بودند با 70 هزار تومان حقوق در ماه!

جوانی سراسر بی قراری است انگار انسان در لباسش جا نمی شود. این همه تفاوت آشکار طبقاتی  هر روز آنها را دار می زند.

خودتان جوان ندارید؟ جوانی نکرده اید؟ این فرزند تاب از دست دادن مادر؛ تنها پناهش در این کره خاکی بی رحم  را نداشت.

می پرسم آیا جایی هست که بتواند وامی برای مادر بیمارش تهیه کند؟ آیا شغلی دایم برایش فراهم کردید؟ که آرام نگرفت.

هیچ انسانی بدنهاد  به دنیا نمی آید این ما هستیم  که با مدیریت بیمار جامعه از او دیوی می سازیم.

آیا قتل نفسی روی داده است؟ آیا فرد آسیب دیده تقاضای چنین مجازاتی کرده آست؟  او تنها به عدالت شما اعتماد کرد.

آقای قاضی یک آزار خیابانی روز مره روی داده است و هر روز در گوشه گوشه این شهر در حال تکرار است.

اگر همه آنها را حکم قتل دهید جوی خیابانها را سیلاب خون می گیرد.

فراموش کرده اید میلیارد میلیارد مردم را غارت می کنند  و راحت فرار می کنند.  آنها مسئول جنایت و ناهنجاری

در جامعه هستند باین مقدار منابع غارت شده از ملت ایران می شد فقر در جامعه ریشه کن شود؛ می شد درمان رایگان گردد می شد؛

کارخانه ها بر پا ساخت  می شد با آموزش رایگان از همین انسانها  موجودی خلاق و مفید آفرید.

 ناهنجاریهای اجتماعی را با  تیغ ستم جواب نمی دهند  که اگر عبرت آموز بود بایستی در جامعه ما ناهنجاری ریشه کن شده باشد.

 مادران هیچ بد برای جگر گوشگان خود نمی خواهند به مادران ایمان بیاوریم .

شهلا فروزانفر مادر صلح  سحرگاه1/11/91

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *