از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

 

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                                 ثبت است بر جریده عالم دوام ما

به راستی شهلا از میان ما رفت؟ این سوالی است که در این چند روز از خود می پرسم اما پاسخ قاطعی در برابرش ندارم، از یکسو خود کالبد بی جانش را به دوش کشیدیم و از یک سو می بینیم که فقدان جسمش، در برابر سایه پر مهر و تلاشگر و صبورش و نشانه های بازمانده بی شمارش آن چنان رنگ می بازد که مرگش را باور نمی کنم و  سایه پر رنگش را چون هلالی در پیرامون خود حس می کنم.

این چنین است که مرگ انسان هایی از این جنس همانند زندگیشان رشک برانگیز می شود و مرگشان دست مایه تفکر و اندیشه در فلسفه چگونه باید زیست. بعضی عاشق به دنیا می آیند و عاشقانه زندگی می کنند، چراغ راهی برای پیرامون خویشند، عاشقانه مهر می ورزند و وقتی می روند روشنایی را به جا می گذارند برای بازماندگان تا اتشی شود در اندیشه های خودشناسی شان.

شهلا به انسان بودن و انسان ماندن و انسان رفتن وفادار ماند و پایداری کرد و هیچ هزینه ای حتی در بالاترین حد خشونت و سخت ترین بیماری و شدیدترین تهدیدها او را از اهداف انسانی اش به انحراف نکشاند ، راستی شهلا مصداقی از این بیت حافظ است

آسمان بار امانت نتوانست کشید                                      قرعه فال به نام من دیوانه زدند

او طوری زندگی کرد که هر جمعی با هدف های انسانی می توانست روی کمک های بی شائبه اوحساب کند.

فرقی نمی کرد که کمک به افغانی های دور از وطن باشد یا مریض درمانده ای در دیار خود ، یا زیر اوارمانده ای در بم و یا اسیر رسته ای از بند.

پزشکی متعهد ، روشنفکری عمل گرا، با دیسپلین، معتقد به کار گروهی و نهادی،  دوستی نازنین با آرمان هایی آزادی خواهانه و برابری طلبانه برای بانوان کشور بود و در این راه از هیچ تلاش و فداکاری دریغ نکرد، صبور و آرام و پیوسته ادامه داد این راه سخت عاشقانه زیستن را، بی آنکه از آلام شخصی اش گلایه ای داشته باشد و یا از خستگی راه ناله کند.

چگونه می توان رشک نبرد به این همه توانایی  و چگونه می توان در کنارش بود  و نیاموخت درس هایی از آزادگی ومسئولیت پذیری.

سر تعظیم فرود می آورم در برابر صبوری و بزرگواری این انسان شریف و اعتقاد راسخ دارم که بسیاری از خدمات اجتماعی و فرهنگی شهلا ناشناخته مانده است و لازم می دانم که برای نزدیکانش گوشزد کنم که مایه برکت خواهد بود اگر آنان که اطلاعات بیشتر و دقیق تری از فعالیت های ایشان دارند ره جویانه به نقد و تحلیل بیوگرافی ایشان بنشینند.

ما ایمان داریم که عشق او به زندگی بیهوده نبوده است اکنون با یاد او بر بال رویاهایمان سفر می کنیم و عشق به زندگی را که همان عشق به انسانها است در قلب خود  می کاریم و جوانه می زنیم و او را فراموش نخواهیم کرد اینگونه اوبرای ما جاودانه خواهد شد.

شهلا جان تو همیشه با ما هستی، روحش شاد و یادش پر فروغ

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند                         و آنکه این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر                           یادگاری که در این گنبد دوار بماند

مادر صلح: اکرم مصباح

بیست و هشتم تیرماه نود و دو

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *