در جواب شعر «نشانی» سهراب سپهری

سهراب سپهری در شعر «خانه دوست کجاست؟» نشانی «خانه دوست» را می پرسد، مادر صلح اکرم آقاجانی در جواب این شعر سهراب قلم به دست می گیرد تا نشانی خانه دوست را دهد.

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

به تاريكي شب ها بخشيد و به انگشت

نشان داد سپيداري و گفت

نرسيده به درخت

كوچه باغي است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است

ميروي تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي

دو قدم مانده به گل

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا

جوجه بر مي دارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست؟

.

.

خانه دوست کجاست؟

خانه دوستی ما اینجاست

پای این تخته سیاه

روی این نیمکت چوبی خشک

روی دفتر ز قلم نم دیده

روی دفتر نمره درس شهادت

آری

روی لبهای معلم جاریست

در کنار پنجره غنچه ای رویده

غنچه از بذر محبت وخیال

غنچه از بذر عطوفت و زمهر

غنچه از بذر هماهنگی دل

با گچ خونین دل

روی این تخته سیاه

کلبه مهر و وفا حک می کنیم

خانه دوستی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

مادر صلح: اکرم آقاجانیان

One Comment

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *