تو خود عشق بودی بعد از رفتنت پيداست!

اولين سالگرد شهلا فرجاد بر سر مزارش ايستاده ام مينو جان از فلسفه هست و نيست و از رفاقت ها عرفان مي بافد.
زهره درد جانش را با زخم هاي جان شهلا محك مي زند لرزش دست هاي زهره تارهاي قلبم را به لرزه در مي آورد.
مي خواهم از مينوجان كه روزه است و گرما ي طاقت فرسا مراقبت كنم. اما در يك چشم به هم زدن او را گم كرده ام براي ديدار مادر به مزار او شتافته است تنها!
چهره حزن آلود مهري انگار هزار سال پيرتر نشان مي دهد بي دليل هر از گاهي مي پرسم مهري جان خوبي؟
نگاهم مي كند بي صدا اما مهربان  !
همه مادران شكسته تر بنظرم مي رسند و بي قراريهاي خواهر كه چقدر اين مزار مورچه دارد ؟براي دلداريش حرفي ندارم او را به مكاني دورتر هدايت مي كنم .
 من كه گفته بودم جاده ها براي نرسيدن است !!خبر درگذشت برادري بگوش مي رسد ما انگار سنگينتر و غمگين تريم.
در راه فكر مي كنم زندگيمان را نكبت گرفته است يك كودك فلسطيني را روز روشن مي ربايند نفت به خوردش مي دهند و زنده زنده به آتش مي كشند اين كافي نيست خانه به خانه مردم غزه را بمباران مي كنند كوچه به كوچه بازداشت مي كنند و ما هيچ نمي گوييم.
باز ماندگان صدام قاتل هزاران زندگي جوان ايراني و عراقي ؛ به مدد داعش ايستاده اند و مردم فقير به جان أمده عراق را به كوره هاي جهل ونفرت دعوت مي كنند  مالكي به گمانم سالهاست كه بامردم فقير عراق بيگانه است و در توهم منطقه سبز مي سوزد و مي سوزاند
در مصر كاميون كاميون مردم را به اعدام محكوم مي كنند و اصلا هر كس به مبارك اعتراض كرده مجازات مي كنند
 در گوشه اي از خاورميانه  عده اي؛ اسلايدهاي ساپورت پوش تماشا مي كند و به زير لحاف مردم سرك مي كشد و خواب دلارهاي نفتي را مي بينند
غارتگران جهاني در هياهوي فوتبال  بين ملتها نفرت پراكني مي كنند  مبادا اتحاد مردم آسايش آنها را برهم زند .
در افغانستان مردم را با راي گيري فريب داده اند معناي آن اينست كه هيچ تغييري حتي سطحي براي مردم روي نخواهد داد.
هر روز گلچيني از دختران جوان و فهيم كشورم به سياه چال اوين فرا خوانده مي شوند براي هيچ تا پشت ديوارها پير شوند.
آشو بگران نان  در پشت ميله ها بيش از يك ماه است روزه اند بي افطار !!  و ما هيچ نمي گوييم آدمها را مثل انواع كنسروها طبقه بندي مي كنيم و اگر كنسرو مورد علاقه مان نباشد قطعا به ما ربطي ندارد
خاورميانه بين خون ومرگ دست و پا مي زند و همه عقب افتاده ها در روياي جوايز جهاني با فلك زدگان اين ميهن مظلوم عكس پشت عكس مي اندازند . كه چه ؟

ما بدون آنكه لحظه اي بي دغدغه مرگ زيسته باشيم هر روز پيرتر مي شويم . به خانه كه مي رسم عطر خوش زندگي صداي فرزندم را مي شنوم مي دانم زندگي سر سخت تر از هر بيدادي هر زخمي هر تلخي است . زندگي گواراي وجود مادران نازنين صلح مادر صلح: شهلا فروزانفر

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *