«خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!»

عصر پنج شنبه مطلع شدیم مراسم تشییع «نیمای غزل» سیمین بهبهانی شاعرآزاده از تالار وحدت به سمت بهشت زهرا انجام و در مقبره ی خانوادگی شان به خاک سپرده می شود. علی رغم میل و وصیت ایشان که تمایل داشته اند در امامزاده طاهر در جوار همسر و نوه اشان دفن شوند. گویا مسئولین در کرج مجوز صادرنکرده اند.

به راستی ظرف مکان و زمان برای این بزرگان بی معناست. «شاملو» در رثای «اخوان ثالث» گفته بود «شاعر هرگز نمی میرد» و چقدر به جا، شاعری که ازجنس مردم است و به حساسیت های مردم حساس و همین حساسیت، شجاعتی در خور توجه به او می دهد هرگز نمی میرد.

همراه با جمعی از مادران صلح ایران دقایقی زودتر از زمان موعود (8:45) خود را به تالار وحدت رساندیم. فکر کردیم خیلی زود است آخر قرار ساعت 9صبح بود. از نبودن جا برای پارک ماشین و خیل مرد و زنی که به سمت تالار درحرکت بود فهمیدیم  برآوردمان غلط بوده.

جمعیت بی شماری با گل و عکس و شعرهای سیمین بانو در تالار حضور داشتند. هنرمندان و نویسندگانی که چون سیمین همراه همیشگی مردمند ایستاده بودند. مراسم با تلاوت قرآن شروع شد. سپس مردم با شعارهای«سیمین بهبهانی در قلب ما میمانی» ، «سیمین بهبهانی افتخار ایرانی و درود بر سیمین بهبهانی» حرف دلشان را در ماتم این عزیز بر زبان جاری ساختند و قدردانش شدند که هماره در تمام مقاطع حساس با سرودن اشعاری زیبا همبستگیش را با مردم میهنش اعلام کرده و حتی با مردم ستمدیده ی دنیا و راز جاودانگیش همینجاست!

مرد، زن، پیر و جوان آثار ماندگارش را باهنرمندانی که شعرهایش را به ترانه می خواندند همراهی می کردند.

آقایان هوشنگ ابتهاج، محموددولت آبادی، مجابی، استاد شجریان، شهرام ناظری، همایون شجریان، صدیق تعریف و بسیاری فعالان مدنی در جمع حضور داشتند.  بعضی ها در بزرگداشتش سخن گفتند. بعضی هم نسلانش که به سختی راه میرفتند نه تنها گرمای طاقت فرسای تالار را تاب آوردند که تا آخرین لحظات بهشت زهرا مشایعتش کردند.

آقای تهامی همسر تنها دخترشان «امید» جملات زیبایی در وصف ایشان گفتند از جمله: بزرگانی چون سیمین در کنار بزرگان جهان ماندنی اند و باز مردم در تایید این سخنان شعارهایشان را تکرارکردند.

در آخر پیکر بی جان «نیمای غزل» بردوش مشایعت کنندگان از جمله «مادران صلح ایران» درآمبولانس جای گرفت تا به آرامگاه ابدیش رفته و بیارامد.

در بهشت زهرا در مسیر راه تا رسیدن به قطعه 72 (آرامگاه خانوادگی بهبهانی ها) دسته دسته مردمی را دیدیم که پیاده و سواره آدرس همان قطعه را جویا می شدند. وقتی رسیدم باز هم جمعیت انبوه هزاران نفری باگل، عکس،  شعر و شعار ابراز احساسات و درواقع از فرزند هنرمند، مسئول و شجاعشان قدردانی می کردند.

دخترجوانی باغصه گفت: «چرا جمعیت میلیونی نیست.» گفتم: «عزیزم هر کدام از این آدمها نماینده صدها نفر است.» در ضمن صدا و سیما کم  لطفی کرد و هیچ گونه اطلاع رسانیی نکرد.

سیمین زبان گویای ملتش بود هر جا حقی ضایع شد، هر جا یاوه ای گفته شد و هر جا ستمی رفت با شعرش آبی بر آتش ستمدیگان ریخت! اوچون فروغ، اخوان ثالث، شاملوو……..ماندگار تاریخ است!

در پایان مراسم شاعر بزرگ مردم با شعرش (چرا رفتی) که توسط مردم خوانده می شد و بر دوش زنان حاضر از جمله مادران صلح ایران و سپس کل جمعیت بدرقه شد تا برای همیشه بیارامد.

روز یکشنبه دوم شهریور ماه نیز باز جمعیتی انبوه برای شرکت در مراسم بزرگداشت ایشان در مسجد جامع شهرک غرب شرکت کردند، مادران صلح ایران باتقدیم دو تابلو گل نمادین که ازمحک خریداری شده و هزینه آن صرف کودکان سرطانی محک شده بود در این مراسم نیز شرکت فعال داشتند. یادش گرامی!

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد!

مادران صلح : پروین و لیدا

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *