مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم
یاد و نام بزرگمرد سینمای ایران کیا رستمی را گرامی میداریم!
هشتم تیرماه! / مادر صلح: پروین ضرابی
بزرگداشت مادر صلح مریم حبیبی

مرگ هم چونان زندگی دست آموز غزل های او می شود!

۰۸ شهریور ۱۳۹۳

simin3

پرسش مهم نیچه در آنک انسان این است: آدمی چگونه همان می شود که هست؟  دم دست ترین پاسخ این است که آدم خود را باور داشته باشد. سیمین بهبهانی زنی بود که خود را باور داشت. او باور داشت زنی فرزانه – زیرک – شجاع و همواره امیدوار و عاشق زندگی و زیبایی است. او سعی می کرد زندگی را چنان که باور دارد و می فهمد و می خواهد زندگی کند. هر کس از ظن خود یار سیمین بود اما آنکه از درون او اسرارش را می جست و کولی وار بر سر کوی و برزن فریاد می کرد خود سیمین بود. چنان ساده و بی تکلف بود که به راحتی محرم اسرار کسان می شد. اما خود سنگ صبور خویش بود. او به زندگی و سرنوشت خویش عشق می ورزید. هنرمندان، نویسندگان، فعالان سیاسی- اجتماعی از نحله های گوناگون فکری او را از آن خود می دانستند و اما سیمین وارسته تر از این بود که به برچسبی خاص قناعت و دلخوش کند. او بیش از این که دل مشغول تعصبات آرمانی  دوران خویش باشد دل مشغول بی پروای ساخت و پرداخت  سرشت و سرنوشتی است که با خود عهد کرده بود سطر به سطرش را  از عشق و در آغوش یار بسازد و بنویسد.  همچون وطنی که عاشقانه در آغوش اش آرمیده ! وطنی که آرزو می کرد با نیرویی بیش از توانی که داشت با اشک روان اش از آلودگی ها بشویدش و با استخوان اش دوباره بسازدش  و با شعر و غزل هایش رنگ آمیزی اش کند!

   در ادبیات شاعرانه  سیمین بهبهانی که از اوان جوانی و سال های پیش از انقلاب  مادرانه  از رنج دردمندان و درباره گرسنگی گرسنگان و توقیف روزنامه و شلاق خوردن قربانیان خشونت و تحقیر فرودستان می نویسد  و نقد اجتماعی می کند.  بدون این که  به هیچ گروه و گرایش از نوع چپ و راست سیاسی  وا بستگی داشته باشد کلیشه های  جنسیتی دیده نمی شود . اما بعد از انقلاب  جنسیت بر اغلب عرصه های زیست اجتماعی و سیاسی ایران و بر نظم و نثر ایران نیز سیطره می یابد و بر ادبیات تحمیل می شود.  سیمین برای فرار از نوشتار بر اساس کلیشه های جنسیتی له یا علیه مرد و زن؛ با غزل سرایی و عاشقانه نویسی و در هم شکستن اوزان شعری از کلیشه نویسی جنسیتی فرار می کند.  آزادی و رهایی از ستم، تم بسیاری از غزل های سیمین بهبهانی هستند و بیانگر تعهد و پایبندی سیمین به این قبیل مفاهیم است ولی با وجودی که او  معتقد است که اشعارش سیاسی نیستند  و حتی  ناراحت است از  این که در می یابد  نیم بیت از ۶۰۰۰  ابیاتی که سروده تبدیل به شعار انتخاباتی فردی سیاسی شده است؛  ولی باز هم در معرض فشارهای سیاسی واقع شده و قدرت سیاسی حاکم او را عمدا انکار می کند و نادیده می گیرد. اینجاست که سیمین دانسته یا نادانسته ثابت می کند در جوامعی نظیر جامعه ما «شعر»، نیز همچون «زن»   امری سیاسی است!

  برخی سیمین بهبهانی را فمنیست خوانده اند در حالی که به نظر می رسد  برابری خواهی بهبهانی بیشتر برخاسته از نگرش وحدت جویانه و مبتنی بر این  باور که زن و مرد از نفس واحد اند بود. در اشعارسیمین بهبهانی  تاکید ویژه ای  که نشانه  اصرار او بر ضدیت علیه مردان  حتی مردان عرصه  سیاست و قدرت  باشد دیده نمی شود. او زن و مرد را از زاویه قربانیان کلیشه های قدرت و جنسیت نقد می کرد نه از سر تضاد و ستیز ذاتی خود انگارانه فمنیستی بین زن و مرد .در عین حال او که به عنوان مادر حمایتگر در کنار زنان و مردان قربانی ستم و جهل قرار داشت به طور طبیعی  به سرمایه اجتماعی قدرتمند زنان ایرانی تبدیل شده بود که نمی شد به آسانی او را حبس کرد و یا زد و نادیده گرفت. هر چند به گمانم حتی اگر حبس اش می کردند می توانست به کمک امید و نشاط  کولی وارش از حصار سخت زندان عبور کند. هم چنان که ازحصار سنت های شعری و دیوار بلند کلیشه های  جنسیتی و خانوادگی عبور کرد و خود را رهانید .

  او که بارها گفته بود کولی اشعارش خود اوست را می بینم  در حالی که کولی وار گیسو می افشاند و پای می کوبد و در همان حال کف می بیند تا  از خلال شیارهای عمیق و رگ های برآمده دستانش از حال و اکنون عبور کند و آینده را  در یابد  (تو بخوان بسازد). چون کولی خوب می داند آن که حال  ندارد  آینده ای  نیز نخواهد داشت .

کولی! به حرمت بودن، باید ترانه بخوانی

‌شاید پیام حضوری تا گوش ها برسانی

دود تنورۀ دیوان سوزانده چشم و گلو را

برکش ز وحشت این شب فریاد اگر بتوانی

کولی ! برای نمردن، باید هلاک خموشی

یعنی به حرمت بودن، باید ترانه بخوانی


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ