مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت پروفسور مریم میرزاخانی
به خدمت گیرنده ی زمانه ی نه‌ چندان موافق(مینو مرتاضی لنگرودی)
دل نوشته ی مادر صلح زهره تنکابنی در سوگ مریم میرزاخانی
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم

مردم؛ «بازنده اصلی تحریم ها!»

۲۴ اسفند ۱۳۹۳

مادر صلح

مادر صلح: فرشته جمشیدی

١-  از آنجا که مطابق مصوّبه ى سازمان ملل متحد، حق توسعه براى همه ى انسانها به طور فردى و یا جمعى به عنوان یکى از حقوق آنها در کنار سایر حقوق مندرج در اعلامیه ى حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است، لذا اعمال و تحمیل هرگونه از تحریم ها اعم از اقتصادى و غیره و گسترش و تعمیم آنها در شرایط امروز جهان براى دولت ها – به واقع ملت ها – در قدم اول از بین بردن اعتبار و ارزش حق توسعه – به عنوان مکمل حقوق بشر – و به نوعى عدم پایبندى به مبانى نظرى مصوّبه هاى سازمان ملل است. با توجّه به  اینکه برخوردارى از توسعه ى فرهنگى، اقتصادى – سیاسى، اجتماعى و زیست محیطى و در یک کلام توسعه ى همه جانبه و پایدار در هر جامعه اى نیازى مبرم به ایجاد فضایى امن و قانونمند دارد و به عبارتى “توسعه” و “امنیت” لازم و ملزوم یکدیگرند؛ لذا وظیفه ى مشترک دولت ها و سازمانهاى بین المللى حامى حقوق بشر است که صرفاً از تجمیل و تجلیل امر سیاسى بدر آیند و در ایفاى مسئولیت هاى محوله براى حلّ و  فصل تعارضها و تبعیض هاى گوناگون از عملکردهاى برترى جویانه ى هر دولت و یا قدرتى جلو گیرى به عمل آورند و با عقلانیت ارتباطى و تفاهمى، از به میدان مقابله کشیدن یکدیگر و تحریکات ایذایى اجتناب ورزند و با تکیه به جایگاه ویژه ى خود تلاش کنند تا با اتخاذ روش هاى مسالمت آمیز و راهکارهاى مناسب و کارآمد با دستور العمل هاى عینى، راه را بر سوء ادراک و سوء اغراض و مناقشه هاى بى حاصل ببندند و تضادهاى سازش پذیر را با القاى انسداد راههاى دیپلماتیک، به تضادهاى سازش ناپذیر مبدّل نکنند. این روند مستلزم آنست که با هرگونه عوامل تنش زا، اعم از جنگ نرم و جنگ سرد و جنگ گرم مقابله کنند و از پیچیده تر شدن تلاش هاى لازم براى دستیابى به صلحى عادلانه و پایدار – و نه صلح سرد – جلوگیرى بعمل آورند؛ و تمامى سنگ اندازان ، حاشیه سازان و بحران سازان مستمر و مداوم را که به هر نحوى مى خواهند فضا را ملتهب و بحرانى نگه دارند و به سوى هر چه نظامى تر شدن پیش ببرند، منزوى کنند و با ساز و کارهاى کنترلى از شکل گیرى بازیهاى خطرناک تکرارى جلوگیرى و با هزینه هایى اندک دولتها را با نتیجه ى برد – برد به سر منزل مقصود برسانند.

٢- ممکن است در “نظر” هدف اصلى از تحریم ها تنبیه  دولت ها و تسلیم آنها به مقررات و مبادى حقوق بین المللى باشد امّا در کشورهایى که ساختار اقتصادى معیوبى دارند و از نوعى صدمات و لطمات تاریخى در این مورد رنج مى برند تحریم ها مى توانند به نفع گروههاى واسطه، دلال، نوپا و نوکیسه که هیچگونه عقبه ى تاریخى در فضاى فعالیت اقتصادى و تولیدى ندارند، تمام شوند و به جاى رشد و توسعه ى جامعه، خود، رشد و توسعه ى بادکنکى مى کنند و ریشه هاى هرگونه توسعه به ویژه توسعه ى اقتصادى را در جامعه  مى خشکانند. باید اذعان نمود که چون در جهان امروز فقط حکومت ها با هم طرف نیستند، پیامدهاى نابجاى ناشى از تهدیدات و مقابله ى هر کشورى، نه تنها گریبان حکومت، بلکه  گریبان مردم کشور مقابل را هم مى گیرد. با بى عدالتى هاى پنهان و آشکار مترتب از تحریم ها، متضرّر و بازنده ى اصلى مردم هستند و نه نظام هاى مستقر و حاکم بر آنها.

٣-عملاً مردمى که تحت لواى حاکمیت و یا دولت تحریمى زندگى مى کنند، گرفتار صدمات و مصائب بى شمار اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى مى شوند و با فراهم آمدن رخنه هاى فراوان در نحوه ى معیشت شان ، آن میزان از رفاه که لازمه ى توسعه ى سیاسى و در نتیجه دمکراسى ست، برایشان قابل تحقّق و تصوّر نخواهد بود . مردم در کشاکش و چالش با سختى هاى روزمره ى زندگى فرصت اندیشیدن به مسایل سیاسى را ندارند. واضح است که در این صورت عرصه ى نقش آفرینى و اقدام در جهت رشد فرهنگى و مشارکت در امور اجتماعى از آنان ستانده مى شود و در چنین شرایطى، امکان تأمل و تعمق و تحلیل را ندارند و بلوغ فکرى پیدا نکرده  و نمى توانند حقوق خود را استیفا کنند و این ضربه اى ست که برپیکر فضاى مدنى و مشارکتى مردم و تحقق دمکراسى وارد مى آید.

۴- با یک نگاه سریع و سطحى به وقایع اتفاق افتاده در کشورهاى افغانستان، عراق، لیبى و سوریه و… در سال هاى اخیر به اثبات مى رسد که فقر و محرومیت ناشى از تحریم ها، تنها منبع بحران سازى و عدم امنیّت در داخل این کشورها نبوده و نیستند، بلکه موجبات بروز تنش ها و منازعات گسترده اى در بین کشورهاى دیگر نیز بوده اند و اثراتى چشمگیر بر امنیت جهانى داشته اند. فشارهاى اقتصادى ممکن است در اینگونه جوامع به بروز تنش ها ى اجتماعى کمک کند، اما به دلیل پراکندگى نیروهاى اجتماعىِ غیر قابل مهار، عدم آمادگى عمومى جهت بسیج سیاسى، عدم ائتلاف نخبگان، نداشتن خط مشى و برنامه ى معیّن  و قابل اجرا و وجود تضادهاى مختلف نژادى، قومى، جنسیتى،  ملّى، مذهبى و منازعات بى شمار اجتماعى، به شورش منجر خواهد شد و چیزى جز تسرّى عمیق و گسترده ى نارضایتى  و سرپیچى و نافرمانى کور توده اى در پى نخواهد داشت و هیچ قدرت مرکزى توانایى کنترل آنها را ندارد. صرفاً راه توجیه براى برقرارى امنیّتى اختناق آور باز مى شود و شرایط مطلوب ترى فراهم مى گردد، تا اقتدارگرایان بتوانند، با انسداد سیاسى و قفل نگهداشتن فضا، با پنهان شدن در پس آنها، بیشتر از پیش منافع اقتصادى و سیاسى شان را تقویت کنند. امروزه با گره خوردن سرنوشت کشورها به یکدیگر در عرصه هاى مختلف توسعه، مرزهاى جغرافیایى کم رنگ شده اند و دیگر توفیقات و تضعییقات و بطور کلّى تحوّلات و چالشهاى مختلف جوامع و نتایج مترتب و ناشى از آنها در محدوده ى جغرافیایى هیچ کشورى باقى نمى ماند.

۵- تجربه ى تاریخى یک قرن اخیر در جهان نشان داده که تحریم هاى اقتصادى کشورها، هیچگاه نتایج مطلوب و خواسته شده ى تحریم کنندگان را در بر نداشته است. انزواى کوبا درنتیجه ى تحریم امریکا و از آن مهمتر تحریم نظامى و اقتصادى آلمان پس از جنگ جهانى اول و احساس ناامنى و حقارت ملّت آلمان، باعث آمد تا به تسلّط ضد انسانى ترین نظام سیاسى جهان، یعنى فاشیسم بیانجامد. واضح است که این عامل ، علّت تامّه ى تسلط فاشیسم بعد از جمهورى وایمار در آلمان نبوده است . ولى نمى توان منکر تأثیرات عمیق این علّت، در سیر آن جامعه، به سمت نازیسم شد.

باید واقف بود که نظام هاى حاکم بر کشورهاى تحریم شده، رشد استعدادهاى نهفته در جامعه را در جهت میلیتاریسم و گسترش ابزار و ادوات نظامى بکار خواهند گرفت و به توسعه ى نظامى گرى و پیشرفت بى حد و حصر خشونت که از تبعات غیر قابل انکار جامعه ى نظامى شده است، مى انجامد.

بدین ترتیب روشن است که تحریم هاى اقتصادى به یکى از مهمترین عوامل پیدایش و رشد و نموّ عناصر افراطى و غیر تحوّل خواه و متحجّر در کشورهاى تحریم شده تبدیل مى شود. نیروهایى که با دامن زدن به احساسات خام مردم ، تنها راه رهایى و آسودگى را در کشتن و کشته شدن و انتحار مى بینند و این خط مشى غیر انسانى را تبین و تبلیغ و ترغیب مى کنند و این امرى تازه و خاص ماههاى اخیر نیست و به مکان جغرافیایى خاصى محدود نمى شود . افراط گرایان هم اکنون توانسته اند با گسترش پایگاههاى خود در دیگر جوامع، به قدرتى نامرئى و قابل توجّه مبدّل گردند و هزینه هاى غیر قابل تحمّلى را به آن جوامع تحمیل نمایند. درست آن است که این تجربه ها در سایر کشورها تکرار نگردد. شایسته است که کشورهاى تحریم کننده  به ضرورت پایانى این فرآیند بنگرند. بر این اساس لازم است که دولت هاى ذینفع و سازمانهاى بین المللى و بخصوص سازمان ملل متحد، در این مورد اندیشه کنند و حوادث محتمل آینده رابالنسبه پیش بینى نمایند تا صلح و امنیّت جهانى در معرض مخاطره اى جدّى قرار نگیرد.

۶- تحریم ها سایه ى شوم خود را بر تمامى امور مى افکنند و هیچ حوزه اى را بى نصیب نمى گذارد. اثرات و تبعات قابل ملاحظه اى بر ارتباطات متقابل مراکز علمى جهانى با مراکز علمى کشورهاى تحریم شده دارند و امکان بهره گیرى بهینه از توانایى هاى یکدیگر را به  حداقل مى رسانند و از افزایش قابلیت هاى نیروهاى کارآمد علمى کشورهاى تحریم شده  مى کاهند. این تاثیر به هیچ وجه کم اهمیت و قابل چشم پوشى نیست زیرا برخى از دستاوردهاى این استعدادها متعلق به جامعه ى بشرى ست. قابل ذکر است که نتیجه ى تحریم ها با اصول مطروحه در نظام جهانى وفق ندارد زیرا ” جهانى شدن” ، به معناى برخودارى متقابل ملت ها و دولتها از مواهب مشترک یکدیگر است.

٧- در این راستا دولت ها موظفند که بحران هاى درونى و بیرونى خود را بشناسند و با وسعت نظر و همه سو نگرى ویژه اى چاره اندیشى کنند و راههاى عقلانىِ معطوف به اهداف توسعه طلبانه را باز نمایند و با فعلیت بخشیدن به همه ى ظرفیت هاى قانونى، مجالى بیآفرینند و افقى را بگشایند تا فضا براى مردم در یک کنش و واکنش متقابل ، با مشارکتى واقعى فراهم گردد و بستر مساعدِ توسعه گسترده شود . براى اصلاح هرچه بیشتر این روند از عدم توجّه به مطالبات برحق مردم اجتناب ورزند و از انباشت تدریجى خواسته ها و مطالباتشان که موجب شکاف و تقابل بیشتر و عمیق تر دولت – ملت است به جّد ممانعت به عمل آورند. لذا مناسب است که با نگاهى راهبردى ، استراتژیک و بلند مدت، با اتخاذ شیوه هایى که متضمن مصالح عمیق تر و دراز مدت تر اقشار مختلف اجتماعى ست؛ فراگیرى خود را به همه ى  اقشار جامعه تسرى بخشند و با درک و فهمى درست از واقعیات و امکانات و هزینه ها و تهدیدات زمانه ى خود ، بسترى فراهم سازند تا بین همه ى مردم از هر قشر و دسته و گروهى با هر قومیت و فرهنگ و مذهب و  جنسیتى، انتظام و وحدت و همنشینى ایجاد شود. هر حرکت اجتماعى و فرهنگى و هنرى آنان را تبدیل به یک پدیده ى سیاسى و امنیتى نکنند و از تغییر جبارانه زندگى اجتماعى و سیاسى مردم بپرهیزند . به جاى بازى مبهم با افکار و آراى عمومى، با پایدار نگهداشتن روند پاسخگویى شفاف و نتیجه بخش به ابهامات و مطالبات برحق و فراموش شده ى مردم که منشأهاى مختلف دارند اهتمام ورزند و عامل به اجراى وعده ها و تعهدات خود شوند تا آنان را نسبت به اصلاح امور و بهبود اوضاع و آینده ى مطلوب امیدوار سازند. با نگاه مشفقانه و ایجاد فرصت هاى برابر، انگیزه بیافرینند تا با رقابتى سالم و جدّى و با آرامشى فعّال، جامعه را بر بسترى از آزادى و عدالت ، زنده و پویا و استوار نگه دارند و روند گسترش شکاف ها را متوقف کنند تا بدین طریق اعتماد و حمایت مردم را به عنوان اصلى ترین و مشروع ترین منبع قدرت و سرمایه کسب و حفظ نمایند و با وجاهت و مشروعیت و مقبولیت بیشترى در میان مردم بیایند و با نتایج عملکردهاى مثبت خود در داخل، با قدرت و صلابت در روابط بین المللى حاضر شوند و با سلاح نرم افزارى عقلانیت ، تعامل و مدارا و احترام متقابل – و نه با سلاح سخت افزارى نظامى – گستره و عمق ارتباطات کشور متبوع خود را با جهان بیرون بهبود و ارتقا بخشند.

۹۳/۱۲/۲۲


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ