طوفان آرام

photo(65) 

گاندی ، مارگارت بورک وایت ، هند ،1946

چه کسی می تواند 600 میلیون جمعیت هفتاد و دو ملًتی را یکصدا و یک مسیر و یکدل به راه اندازد برای واژگونیِ استعمار کهنه کار، بی این که به خشونت تکیه کند و به مشت و لگد و گلوله پاسخ دهد ؟

گاندی ، این تجسم مدارا و از پا نیفتادگی ، چنان با ظرافت و آموختگی از میان تارهای خشونت زا گذشت و بریتانیای کبیر شکست ناپذیر را صغیر و شکست خورده کرد که زان پس الگو و یا مورد توجه تلاش گران خشونت گریز همه ی عصرها و همه ی اقلیم ها شد ، حتی در میان کسانی که هم از الگو گریزانند ، هم از الگو سازی چنین شد که موهُنُدس کرُمچُند به مهاتما ( دارای روح بزرگ ) بدل شد .

گاندی تجسم سکون است . تصور گاندی پر تحرک دشوار به دست می آید و آسان از دست می رود . از این روست که او را آرام و صبور ، سر به زیر افکنده ، با دستی افتاده برکف ، در حال مطالعه ، در مرکز عکس و مرکز اتاق می بینیم . او ، در میان کاغذهای در دستش در پی گریز گاهی  ست برای نجات و رستگاری و آرامش جمعیتی کلان ، بسیار کلان مسئولیت ناخواسته ی سرنوشت 600 میلیون انسان ، چنان بر او فشار آورد که از تن رنجور و تکیده ی تو ، که به یاری امساکش در خوردن و آشامیدن تکیده تر شده ، پوستی مانده است و استخوانی اما همنشینی اش با خورشید ِ خود ساخته ( دستگاه نخ ریسی اش که چون خورشید پره هایش را تابانده به همه سوی ، خاصه به یاری نور متمرکزی که در پسمرکزش می درخشد ) او را همصفت خورشید کرده در تاباندنِ نور همه ی دین ها ، همه ی آیین ها ، همه ی امید ها .

عدد “سه ” نزد گاندی و در سال های زندگی او نقشی مؤثر و تعیین کننده داشنه . از همان سال هایی که مادر متعصبش را راضی کرد که اجازه دهد تا برای تحصیل به لندن برود و مادر با شرط پرهیز از ” سه ” عنصرِ زن و شراب و گوشت ، راضی به سفرِ موهُنُدِس جوان شد ، تا در سال های واپسین زندگی در همین اتاق و در کنار “سه” قلمِ استوار در سمت راست عکس ، که به یاری آن ها بیانیه ها و خطابه هایش را نوشت ، این ” سه ” در کنار گاندی بوده او با قطار درجه ” سه ” به همه ی هند سفر کرد تا مردمش را بهتر و واقعی تر بشناسد تا بهتر بفهمد که مردم طبقه ی ” سه ” ی اجتماع ( بدنه ی اصلیِ 600 میلیون مردم هند ) چه گونه می زی اند .

” من هندوام ، مسیحی ام ، مسلمانم ” . گاندی از تلاقی “سه ” دینِ پَر پی رو به مرتبه یی و جنبه یی از تکامل رسید که رهبری 600 میلیون مردم بی دفاع و ناخود باور گویی از پیش تعیین شده بود .  وهمه ی این ” سه ” ها تکیه  دارند بر سه گانه ی برهما ، ویشنو و شیوا . و آخرین ” سه ” در زندگی گاندی  در لحظه ی مرگش بود که هندوی متعصب رامنیات   با ” سه ” گلوله قلب تپنده ی هند را خاموش کرد و ” سه ” ی پس از مرگش با ترور دو گاندی دیگر ( ایندیرا و راجیو ، عروس و نوه ی گاندی ) فرجامی خونین یافت .

گاندی در کنار آموخته های بیرونی از دین به آموخته های درونی نیز توجه بسیار داشت . در دوره ی پالایش روح و روانش با نگاهی به آموزه های هندوئیسم ” تجرد در تأهل ” را پیشه  خود ساخت . او همسری داشت ، اما برای پرهیز از اعمال جنسی و برای مهارِ میل های انسانی اش  از همسرش دوری گزید تا بیشتر و بهتر بتواند بیندیشد و خود را بسازد . تخت خواب تک نفره در کنج اتاق، در سمت راستِ عکس ، بازمانده ی دوره ی ” تجرد در تأهل ” است .

اتاق خلوت است ، با دیوارهای خالی .از جمله ی عناصر کم تعدادِ اتاق ، زیراندازپر نقش و نگار است . نقش های ظریف بر زیرانداز جنبه ی زیباییِ مدارای گاندی را دلپذیر می کند ، جنبه ی گریز او از خشونت و نا پیدایی این منش و فرهنگِ انساندوست را .

سه عنصر پيش زمینه(چرخ نخ ريسي،زيرانذازوبخشي از ميز سمت راست) تیره و سه عنصر پس زمینه ( تخت خواب ، فضای بالای آن و دیوار ها ) روشن اند . مرز این تیره گی و روشنی تجسم تضادهاست و تضادها معنا دهنده ی پدیده های هستی اند ، و گاندی پیوند دهنده ی تیرگی و روشنیِ زندگی در هند بود و معنا بخش آن .

مادر صلح: زهره کریم نیا

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *