مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم
یاد و نام بزرگمرد سینمای ایران کیا رستمی را گرامی میداریم!
هشتم تیرماه! / مادر صلح: پروین ضرابی
بزرگداشت مادر صلح مریم حبیبی

جان نامیرا / به یاد مادر صلح دکتر شهلا فرجاد

۲۰ تیر ۱۳۹۴

به یاد مادر صلح دکتر شهلا فرجاد

جان نامیرا

وقتی به عزیز از دست رفته ای فکر می کنیم در واقع سعی می کنیم تا اورا از طریق نشانه هایی  دوباره ببینیم . این نشانه ها فرصتی فراهم می آورند تا زمان سپری شده را هیچ انگاریم و از نابود شدن آنچه قبلا برایمان وجود و معنا داشت تا حد امکان جلوگیری کنیم . فلاسفه می گویند  «زمان» برای رویت پذیر شدن و تبین خود محتاج جسم و جان طبیعت و آدمهاست. زمان هر جا جسمی بیابد خودرا بر آن می افکند و با دقایق اش سر تا پای آن را می پاید و درون و برونش را می کاود و از آن می گذرد چین و چروکهای  صورت کهنسالان جای پا و رد عبور زمان بر تن آنان است و سفیدی گیس و ریش نیز محصول چنین در نوردیدن سنگینی است . جسم ادمی محل تاراج زمان است و انسان ها چاپلوسانه قیمت زمان را با طلا محک می زنند به امید اینکه  با آنها مهربان تر باشد .جاودانگی و نامیرایی راهکار آدمیان برای در امان ماندن از هزینه های سنگین گذر زمان بر جان و تن شان است. بگذار تا زمان تن را بفرساید اما جان آدمی به مدد ارمانها و ذهنیاتی که گذشته و حال و آینده ندارند خود را از پامال و دستمال شدن زمان حفظ می کند . بدین ترتیب زمان در برابر آدمی کم میاورد و دیگر قادر نیست اورا بفرساید و بگدازد .این جان ادمی است که  ظرفیت و هویت فرجامین اورا تعین می بخشد حتی اگر این هویت آدمی را خوش نیاید . هویت ها بد یا خوب خاصیت و قابلیت نا میرایی دارند . حکایت جان شرح مقولات کیفی حیات انسان و طبیعت است .مقولاتی که زمان را یارای سلطه بر آنان نیست .کیفیت جان هرموجود و بویژه ادم  در طبیعت و تاریخ و جامعه به قدر توان او برای سیطره بر زمان و بازنمود قابلیت نامیرایی و هنوز هستن های اوست .

زمان تنها به کار محاسبه کمی تعداد سالها و طول عمر آدمیان می اید .اما برای سنجش کیفیت زندگی به زندگی آنها توجه می کنند .و بر سازنده عرض زندگی چیزی جز جان آدمیان نیست. جانی که در پرتو آرمانهای والا و ارزوهای بلند و کنشهای ایثارگرانه و قدرت تغییر برای  فراتر از خود رفتن و پشت سر گذاشتن محدودیت ها کیفیت حیات و زندگی ادمیان را رقم می زند .طرفه انکه زندگی های کیفی معمولا عرضهای فراخ و طول های کوتاه دارند .زیرا عرض زندگی مملو ازفشارطاقت فرسای بحرانهایی است که برجان ادمی در جدا شدن از تخته بند تن و فریبکده واقعیت و عبور از در خودماندگی وارد می اید.  شهلا فرجاد هم با ترجیح کیفیت حیات بر کمیت و طول عمرش از جان و جوانی و سلامت و حتی نیازهای تنانه خویش گذشت تا روی دیگرو کیفیت پنهان در معنای جهان و زندگی رابرای کسانیکه دوستشان میداشت و دوستش می داشتند  رویت پذیر کند .آنچه شهلا را همانی کرد که هست  «نمیگویم بود» آیا چیزی به جز قدرت و توان زیرپا گذاشتن حد و مرزهایی است که زمان برای رویت پذیر کردن خود ؛با حیله و نیرنگ به اسم زندگی بر انسان تحمیل و مقدر می کند؟  اگر انسان رامحدود به جسم و جسم را تابع گذر زمان حیله گر انگاه  با انسانی مواجه خواهیم شد که به بهانه گذر زمان علیه توان خلاق خود عمل می کند .انسانی که مصداق این فرمایش است ::.حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز .اما هم چنان که توان  یک بذر بسیار کوچک در قبال صخره ایی عظیم چنان است که انرا می شکافد و شقایقی بر کاکل صخره می نشاند .عملکرد انسانهایی چون شهلابا آن قامت ظریف و تن نحیف همچون عملکرد بذر شقایق برکاکل جهان جلوه می کند .ما با شهلا اراده معطوف به تغییر و توان نفوذ بذر وار آدمی در جان جهان را بار دیگر تجربه کردیم .ما با شهلا جهان فراسوی زمان و مکان را بار دیگر شناختیم .با شهلا یاد گرفتیم از نزدیک بینی دست بشوییم قابلیت دیدمان را تا فراسوی افق ها ی دور بگسترانیم .انها که چشم بصیرت دارند قابلیت اثر گذاری و اثر پذیری جان هایی را در خود می پرورانند که در کار ساخت جهان های نوو تازه به تازه هستند .این ها معمارانی هستند که هر بار در اندام دوست ؛خواهر یا برادر و همکار و یا هموطن بر ما ظاهر می شوند تا به یادمان بیاورند که  انسان با جان اش کیفیت حیات و نامیرایی را تجربه می کند .جسم و تن و زمان ابزار درک کیفیت های انسانی هستند. یادش گرامی و جان اش شاد باد.

مینو مرتاضی لنگرودی


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک

1 نظر برای این مطلب
  1. زهره کریم نیا گفت:

    مینوى عزیز و با احساس متن زیبایی به یاد شهلاى عزیز نوشتى درود بر شما میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست توخودحجاب خودى حافظ از میان برخیز


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ