اشک ها و لبخند ها / مادر صلح: زهره تنکابنی

توافق هسته ای یا برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) میان کشور های 5+1 و ایران لبخندی را بر لبان ایرانیان نشاند. مردم ایران که سایه ابرهای شوم جنگ وتحریم را در زندگی خویش می دیدند در انتخابات سال 92 به دولتی رای دادند که می دانستند حداقل در این مورد جدی است. تمامی صلح دوستان جهان در آستانه روز جهانی صلح شادی خود را از این رویداد مبارک ابراز داشتند. اکنون همه کسانی که نفس ها را از وحشت برپایی جنگ خانمان سوز دیگری در خاورمیانه در سینه حبس کرده بودند حداقل برای مدتی نفسی به راحتی می کشند. ما در این مورد از زحمات تیم دیپلماتیک ایران قدردانی مینمائیم. اما دولت باید بیاد داشته باشد که حالا مردم .منتظر اجرای وعده های دیگری که هنگام انتخابات داده شده بود هستند. شما که صلح در برون را تا حدی محقق نمودید باید توجه داشته باشید که صلح با درون حتی ضروریتر است. چه اگر مردم ناراضی باشند جهانخواران بر این نارضایتی سوار شده و آن می کنند که با کشورهای دیگر خاورمیانه کردند. اقتصادی پویا و شفاف، سرمایه گذاری در امور زیربنایی چون نفت وگاز به منظور ایجاد اشتغال و توسعه، رفع بیکاری که عامل بسیاری از فسادها از جمله دروغ، فحشا، ریاکاری، اعتیاد، قاچاق و غیره است، وعده اول آقای روحانی بود. ایجاد فضای غیر امنیتی که متاسفانه بعد امنیتی تشدید شده، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی های مدنی و رعایت حقوق شهروندی از دیگر وعده های تحقق نیافته است. صلح درون شرط لازم برای حفظ صلح برون است.

اما لبخندهای رضایت از حصول توافق هسته ای با اشک های حاصل از رنج آسیب دیدگان جنگ های خانمان برانداز خاور میانه محو شدند. سه سال پیش نوشتم دیکتاتوری و سرمایه بزرگ مالی دو لبه یک تیغ هستند. دیکتاتور تظاهرات مسالمت آمیز را بر نمی تابد وسرکوب میکند، سرمایه مالی بین المللی به بهانه کمک انسان دوستانه برای غارت کشور ها وارد میدان شده و آن میکند که در سوریه، لیبی و کلاً خاورمیانه می بینیم. وقتی کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه دولت بوش پسر، اعلام کرد نقشه راه خاور میانه بزرگ تهیه شده است باید همه منظور را می فهمیدند و از بهانه دادن به سرمایه داران نیولیبرال غربی حذر می کردند. خاورمیانه بزرگ یعنی کشور های پاره پاره شده متشکل از واحد های ملی کوچکی که دائماً با هم سر ستیز داشته باشند تا فرا امپریالیسم غربی بتواند به راحتی آنها را غارت نموده، توان مقاومتی در آنها نمانده باشد.   اما مقاومت ساکت مردم  در عراق و افغانستان امریکا و متحدانش را قبل از اجرای کامل نقشه شان وادار به عقب نشینی از این دو کشور کرد بدون آن که از اجرای آن دست بکشند. آنان ترفند جدیدی را بکار گرفتند. استفاده از گروه های مجعول تروریستی !داعش، النصره، جیش الشام و آن طور که بارها در اخبار رسانه های غربی گفته شد 19گروه تروریستی دیگر. جنگی که به نیابت از سرمایه داری غرب با وحشیانه ترین شکل در خاورمیانه در حال انجام است. در لیبی با سرنگونی حکومت معمر قذافی و تقسیم معادن غنی نفت گروه های نیابتی چنان کشور را تقسیم کردند که دیگر دولتی در طرابلس وجود ندارد و کشور به چند قسمت تقسیم شده است اما کمپانی های غربی در بهره برداری از چاه های نفتی مصونیت کامل دارند. در یمن برادرکشی با پیشرفته ترین وسایل علیه مردمی فقیر و بی سلاح ادامه دارد. بی تردید اشتباه های بشار اسد و معمر قذافی در نشنیدن صدای مردم وسرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم عامل مهمی برای به وجود آمدن این وضعیت بودند. اما اگر فرصت طلبی سرمایه جهانی نبود خود مردم بهر حال برای رسیدن به آن چه می خواستند تلاش می کردند و دیر یا زود به آن می رسیدند. فاجعه انسانی سرازیر شدن آوارگان سوری، لیبیایی و افغانی و غیره به اروپا چگونه بوجود آمد؟ ابعاد فاجعه این وضعیت غیر نظامیان بیگناه به عهده چه کسی است؟ به اشپیگل که سخنگوی طبقه حاکم آلمان است نگاهی بیندازید:  آیا ننگ یک مقوله سیاسی است؟ آیا در سیاست شرم هم وجود دارد؟ در این صورت سیاست آمریکا در بحران پناهجویان سیاستی است ننگین و باید عرق شرم بر چهره آمریکائیان بنشیند هنگامی که چشمشان به مردگان می افتد، به غرق شدگان و به آنها که در آب خفه شده اند و آمریکا برای نجات آنها دست به هیچ کاری نزده است. آیا آمریکا آنها را چون مسلمان هستند به چنگال مرگ می سپارد؟ این بزرگترین فاجعه پناهجوئی پس از جنگ جهانی دوم است. مسئولیت هیچ کشوری در پیدایش این فاجعه به اندازه ایالات متحده آمریکا نیست. دیر زمانی است که آمریکا دردر منطقه خاورنزدیک قدرتی است ویرانگر (سایت آینده ما) بنوشته همین روزنامه طبق سند امنیتی پنتاگون که در ماه می 2015 منتشر شد تلویحاً از نقش داعش برای ایجاد کشوری در شرق سوریه استقبال کرد.

تنها راه ناکام گذاشتن نقشه های ویران ساز اتحاد سرمایه داری وحشی مالی بین المللی بسیج افکار عمومی جهان و ایجاد اتحادیه های حامی صلح خواهان جهان برای کنترل این ویرانگری هاست تا از رفتن بشریت بسوی بربریت جلوگیری شود. دولت های خاورمیانه باید از تبعیض های قومیتی، مذهبی و جنسیتی و غیره خودداری نمایند تا مانع ایجاد جنگ های به اصطلاح انسان دوستانه یا نیابتی گردند.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *