مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم
یاد و نام بزرگمرد سینمای ایران کیا رستمی را گرامی میداریم!
هشتم تیرماه! / مادر صلح: پروین ضرابی
بزرگداشت مادر صلح مریم حبیبی

آوارگی به‌منزله نمایش عمومی تعذیب ملت‌ها / مادر صلح: مینو مرتاضی لنگرودی

۱۲ آبان ۱۳۹۴

تطور و یا عبور و گذار از دوران کنونی  به دوران نو فی نفسه با هیجان و اضطراب و آشوب همراه است . تن آدمی جایگاه و جولانگاه این آشوب ها و اضطراب هاست. بدن آدمی به طور طبیعی در قبال دو وجه ایستایی و عبورازهر مرحله مقاومت می کند. به این معنا که همزمان با فراهم آوردن مقدمات  و تمهیدات مربوط به بالندگی آدمی؛ ساز و کارهای مقاومت در قبال عبور را هم شکل می دهد. قابلیت های آدمیان برای رسیدن به دوران بعدی در رویارویی با الزامات عبور تحقق می یابد. به عنوان مثال طور به طور شدن جنین به نوزاد و عبور از نوزادی به کودکی و نوجوانی و بلوغ بدون تحمل بحران های ناشی از قطع دلبستگی به عادات مالوف و اضطراب قدم نهادگی به دوران ناشناخته  امکان پذیر نیست.  به عبارت بهتر توان نو شوندگی و نیاز عبور از مرحله کنونی به مرحله پیچیده تر بعدی در پرتو چالش با الزامات هر دوران پدیدار می گردد.

هر ملت  از طریق تاریخ و فرهنگ و زبان مشترک بدن و پیکرواحدی برای خود می سازد. این  تن و بدن ملی هم جولانگاه  آشوب ها و اضطراب های ملی است. بر اساس این نگرش و بر پایه نیازهای مشترک انسان ها برغم تفاوت ها به منزله  «بنی آدم اعضای یک پیکرند» یکدیگر را درمی یابند با هم در ارتباط متقابل قرار می گیرند. در دوران نو این تعبیر فلسفیِ وحدت بخش چنان خوشایند ملل قرارمی گیرد که آن را بر سر در سازمان ملل متحد می نویسند.

صرف نظر از این که هر انسان و یا هر ملتی چگونه رنج عبور دورانی و تطور را طی می کند یا کرده است. به نظر می رسد امروزه روز تعذیب بدنی  و جسمانی فرا گیر دوران قرون وسطا از رفتاری درون قبایلی و درون گروهی  به سمت تعذیب  جسمانی و غیرجسمانی ملت هایی که در برابر نمردن از فقر و فساد و استبداد مقاومت می کنند، میل کرده است. بدن های گرسنه و در معرض تجاوز و تحقیر واقع شده آدمهایی که گناهی جز ساکن منطقه و یا کشور خاص بودن ندارند، چنان آشنا و عادی شده است که کاریکاتورهای بسیار ماهر شارلی ایبدو را  واداشته برای هرچه بیشتر فاصله گرفتن از پیکره شرقی شان (که به گمان مستشرقین بخش زنانه و عاطفی پیکره جهان است) حتی به پیکر بی جان کودک سه ساله سوری هم رحم نکنند و  آن را سوژه کینه توزی ها و سرکوب عاطفه و اخلاق  در پیکر جهانی بنی آدم سازند. امروز قدرت های جهانی علاوه بر جنگ  که رسما بدن های زنان و مردان فلسطینی، سوری، افغانی و عراقی را به جرم این که فلسطینی یا عراقی و سوری و افغانی هستند، سرکوب می کند. از طریق اعمال تکنیک های انضباطی  تعذیب های غیر جسمانی را هم بر آنها تحمیل می کند. آوارگی شکل غیر جسمانی عذاب است “فوکو فیلسوف فرانسوی تکنیک های انضباطی را شیوه های اعمال قدرت می داند.  در جوامع لیبرال که براساس تعاریف رایج توسعه یافته تلقی می شوند  نیازی به استفاده از خشونت برای تحمیل انتخاب ها و ترجیح های کرداری و گفتاری  بر مردم وجود ندارد اما قدرت از طریق تکنیک های انضباطی، افراد و ملت هایی راکه از قواعد بازی اقتصاد سیاسی برساخته  سرپیچی می کنند مجازات می کند. آوارگی مجازات ملت هایی است که به هزار دلیل اجازه ندارند در نظم بازی برنامه ریزی شده اقتصاد سیاسی دخالت کنند و یا حتی از این بازی خود را بیرون بکشند. ملت هایی که رشد و عبورشان از مرحله پیشین به مرحله بعدی تابع منفعت طلبی ها و اقتصاد سیاسی قدرت های جهانی است. مردمان کشورهایی چون سوریه، عراق، افغانستان، فلسطین، لیبی  و حتی مصر علاوه بر جنگ های داخلی و سرکوب، دچارچنان فقر و فساد و غارتی هستند که  اجبارا دست از هویت ملی و سرزمینی می شویند و تن به آوارگی می سپارند.  غرب با تبختر فراوان آوارگان را به دو دسته آوارگان اقتصادی و و آوارگان جنگی تقسیم کرده.  آنها که از فقر و بیکاری ناشی از جنگ و فقر و فساد آواره شده اند را بصورت حقارت باری به سرزمین تخریب شده شان باز می گرداند.  سپس برای آنها این پرسش را مطرح می کند که چرا به سوی ممالک همجوارشان آواره نمی شوند. در حالیکه بسیار طبیعی است هجوم میلیونی آوارگان بسوی غرب باشد. یعنی همان جایی که با تبلیغات کر کننده ایی دایما آزادی و آسایش و دموکراسی رویایی اش را به رخ جهانیان می کشد. جای تعجب نیست اگر  آوارگان خواستار آزادی و آسایش از نوع غربی اش باشند و به سوی غرب سرازیر شوند. خشونت و تحقیر موجود در تعذیب غیر جسمانی ملت های منطقه و آواره سازی آنها این است که همان قدرتی که از طریق تکنیکهای انضباطی و دست بر قضا با شعار های حقوق بشری، به یکسان سازی موزاییکی  و غارت سرمایه های ملت های منطقه اقدام کرده اند با خشونت  پیچیده تری آوارگان را تهدیدی برای مالیات دهندگان اروپایی و نظم سیاسی اجتماعی غرب معرفی می کنند. چنین  خشونتی است که  بنی آدم را اعضای یک پیکر شدن و با هم بودن باز می دارد.  جهان را از دستیابی به اخلاق سیاسی به منزله با هم در صلح و صفا بودن،  محروم می کند. در عین حال مانع عبور کم و بیش هماهنگ و بهنجار ملتها از فعالیت و هم اکنون به آینده و فردا می گردد.

در دوران نو با قدرت گرفتن نظام اندیشه مبتنی بر سرمایه و سود و مصرف  و سلطه تفکر عقلانیت ابزاری بر قدرت، جهان شاهد کشته و آواره شدن  میلیون ها زن و مرد و کودک  در میادین جنگ و  تخریب هکتارها  جنگل و تبدیل آنها به پول و و اراضی آلوده به عوارض ناشی از سلاح های آغشته به مواد سمی و شیمیایی و زباله های بازمانده از عبور دهها میلیون انسان آواره ایی است که هزاران سال پیش از این در همدستی وهمکاری با طبیعت کار و زندگی می کردند. تلفات انسان و طبیعت در صد سال اخیر کره زمین به اندازه تلفات و تخریب هزاران سال زندگی انسان و طبیعت در دوران پیشا صنعت بوده است.  وجود میلیون ها انسان جنگزده و آواره از وطن در سراسر جهان حکایت از خشونت های بالقوه پنهانی می کنند که پیکره جهانی انسان را در سیطره خود گرفته و معلول ساخته است. با چنین معلولیتی  صلح و توسعه پایدارجهانی به منزله رویاهای دست نایافتنی جلوه می کنند.


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ