به یاد پوری سلطانی / مادر صلح: مینو مرتاضی

soltani

ای آتش افسرده ی افروختنی

ای گنج هدر رفته ی اندوختنی

ما عشق و وفا را زتو آموخته ایم

ای زندگی و مرگ تو آموختنی

با بسته شدن دفتر زندگی بانوی با وقار پوراندخت (پوری) سلطانی یار مهربان کتاب، آن قامت و بالای چون سرو ایستاده در آغوش خاک وطن آرام گرفت. پوری سلطانی از نسل زنانی است که زن بودن و نقش زنانگی را معنای تازه بخشیدند. او کسی  بود که هنر عشق ورزیدن را در سخن و درعمل ترجمه و تجربه کرد. پوری  با درک و اعتقاد به آرمان آزادی و برابری انسانی با  مردی پیمان زناشویی می بندد که آزادی را درزندگی پاک نجیبانه و شرافتمندانه جستجو و ستایش می کند. پوری سلطانی و مرتضی کیوان خانواده ی کوچکی می سازند. این نهاد مشترک در پرتو آرمان های والای انسانی و اراده ی عبور از روزمرگی و درخود ماندگی معنای زوجیت و خانواده ی برابر را از مفهوم و ذهنیتی گنگ به کنشی روشن، انرژی و حیات بخش و معنا دار تبدیل می کند. زوجیتی که به گفته ی سایه :

آن چنان زیباست این بی بازگشت         کز برایش می توان از جان گذشت

پوری به قدری سرشار از زیبایی  انرژی بخش زیست مشترک به غایت کوتاه (60 روزه) با مردی به غایت انسان می شود  که شصت سال را وفادارانه به او زندگی می کند و معنا می آفریند. پیر پرنیان اندیش درباره ی عشق آمیخته به آرمان پوری و مرتضی می گوید: «این نکته است که مسئله رو مهم می کنه؛ یک وقتی هست که ما زندگیمون آنقدر پریشان و سخته که واقعا گاهی مرگ یک راه نجاتیه که از این همه نکبت و بدبختی خلا ص شوی. کیوان موقعی با اراده ی خویش از زندگی دست بر می داره که در اوج سعادته ؛ یک عشق عجیب و غریبی میان این زن و مرد بود. همین حالا هم در پوری این عشق رو می بینید. وقتی از کیوان حرف می زنه، مثل یک دختر بیست ساله ای که تازه عاشق شده ، حرف می زنه ، منتها یک عشق پخته ی با احترام.»  زندگی زناشویی آرمان خواهان زندگی نا ایمن و مملو از سختی هاست. اما برغم همه ی سختی ها آن چه  زندگی مشترک مبتنی بر آرمان را دوست داشتنی و برغم همه ی دشواری ها لذت بخش، دلپذیر و معنا دار می کند این است که زندگی مشترک آرمانی می تواند در زوجین نیروی مقاومتی بیافریند  تا رابطه ی برابر سوژه  – سوژه برآن استوار شود .در چنین رابطه ایی می توان باور داشت که درقبال نقش های محوله در خانواده  یکی به صورت ابزار دیگری درنخواهد آمد. .در چنین زناشویی، الزاما مرد نقش سوژه ی قهرمان و زن  در مقام ابژه (امانتدار قهرمان) را ایفا  نمی کنند  . بلکه هردو در مقام سوژه و بنا برتوانایی ها ی فردی در پیش برد آرمان های مشترک نقش آفرین والگو ساز می شوند. حاصل پیوند عاشقانه و ارمانی  پوری و کیوان کتاب ، این یار همیشه مهربان مردم است. پوری سلطانی با ان قامت کشیده و استوار الگویی هنرمندانه از زندگی توام با عشق و آرمان ارائه می دهد  تا باور کنیم که قهرمان زندگی هر کس تنها خود اوست . تاریخ سر زمین مان سالهای شک و سال اشک پوری ها  وسال خون مرتضی ها بسیار داشته! اما به مدد الگوهای ناب فرهنگی  چون  پوری و هنر عشق ورزیدنش است که این ملت توانسته، از دل همین روزهای دراز و کش دار، زنده واندیشمندانه به زیبایی های زندگی بیندیشد و آنها را برسازد. یادش گرامی و روانش شاد باد.

One Comment

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *