تنهایی هایمان تکثیر می شود! مادر صلح شهلا فروزانفر

تنهايي هايمان تكثير مي شود !
مريم را با سفره هاي رنگين و يك دشت مهرباني مي شناختيم .
مريم بر شانه هاي مادران نازنين صلح سرود خوانان و گريان روانه سفري بي بازگشت شد
. مريم بي دريغ مهر مي ورزيد از خانه سبز تا كودكان دروازه غار تا خانواده هاي جان باختگان راه آزادي همه را ياوري مهربان بود.
همراهي پر تلاش و سرزنده و صديق براي مادران صلح بود .
مديري شايسته و بي نقص حتي در دوران بيماري جان فرسا در همه سمينار ها و گردهمايي هاي مادران بود .
شب شام غريبان در منزل خواهرش حضور يافتيم
در باغ سبز خانه خواهر تا نزديك سحر باز بود و فوج فوج پير و جوان ،زن و مرد از دور و نزديك ميهمان مي شدند صداي مويه هاي مردمان طنيني جان فرسا داشت . همه از سرچشمه مهرباني اين زن عاشق جرعه اي چشيده بودند
هر توصيفي ما را غرق حيرت مي كرد .
چگونه اين انسان اينهمه توانا بوده است كه همه شهر از او به نيكي ياد مي كنند .
ميهماني شام غريبان سرشار از شعر و سرود بود همه ناگهان خوش صدا شده بودند همه شاعر شده بودند إشعار روح نواز سعدي و حافظ كسرايي و.. طنين انداز بود
تازه دريافتيم كه مريم در اين جمع عاشق و مهربان باليده بود و اين همه وسعت طبع و مهرباني را از اين شهر برايمان به ارمغان آورده بود هيهات قدر ندانستيم !
مردم چنان از مادران صلح پذيرايي مي كردند كه ما حيرت زده بوديم و مي گريستيم و در آغوش مي كشيديم زبانمان قاصر بود
دريافتيم اينهمه مهرباني و عشق به زندگي از كجا نشأت مي گيرد و سر مشق لحظه لحظه زندگيش مي شود
آنها كه آمدند خود را ياري رسا ند ند آنها كه به هر دليل نيامدند خود را آزردند مريم ديگر بي نياز از همه چيز بود.
آنهاكه در آخرين روزهاي حيات اين مادر شجاع و مهربان صلح فرصت ديدار يافتند مي دانند كه جوياي احوال تك تك مادران صلح بود عليرغم اينكه درد چهار ستون بدنش را به لرزه درآورده بود لبخند زيبايش همچنان آذين چهره مهربانش بود
با نزاكت و أدب وصف ناشدني همگان را پذيرا بود .
در همان لحظات آخر هم پيگير مسائل مردم موضوع صلح بود .
با من با صداي آرام سخن گفت من در آن لحظه مانده ام شهد ناب دوستي چشيده ام كه رها نخواهم شد اميدوارم آخرين مادر صلح نباشم.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *