دل نوشته ی مادر صلح مینو مرتاضی در سوگ مادر صلح مریم حبیبی

مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.
گاه در سایه است به ما می نگرد.
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم.
به سلامت بانو، جايت اينجا خاليست، ما چون تو و تو  نیز چون سهراب  باور داشتی  “مرگ پايان کبوتر نيست، باور داشتی مرگ در ذهن اقاقي جاري است و کار ما و حد اکثر تلاش ما این است که انگاه که در جستجوی حقیقت هستیم  از مرگ نترسیم .   در همه حال لجوجانه چشم در چشم مرگ بدوزیم و واز جایگاهی بالا به ان نگاه کنیم . انگاه چه فرق می کند چشمان مان بر روزمرگی هایی که انبوه مردمان به غلط زنده گی اش می خوانند بسته باشد . عریانی حقیقت به ما می گوید صلح دوستی کیفیت زندگی ادمیان را بر کمیت عمر ان می چرباند و موجب می شود زمان گذرا در ابدیت جا خوش کند .ریشه  چنین کیفیتی عشق است . انانکه با دور شدن از ابتذال روزمرگی ؛ زندگی شان را با ارزشهای هستی بخش  همچون عشق و صلح و دانایی ومهربانی می ارایند از زمین و زمان عبور می کنند و جاودانه میشوند .انگاه خواهند توانست از فراز و بالای شهر به جنبش ها و حرکات ادمها نگاه کنند و لحظات ناب زندگی را در تصویر ی به نام ابدیت در قاب جان خود بنشانند . چه بسا این تصویر بتواند گوشه ایی از هستی نامیرای ادمیان را به انانی که از درک پیوند خود با هستی لایتناهی غافل مانده اند  نشان دهد . باشد تا انان نیز به جمع اندک راهیان  دیار نامیرایان زنده گی بخش بپیوندند .
بانو مریم .مادر صلح هر چند عمر طولانی نکرد .اما با جاری کردن صلح و عشق در وجودتپنده اش برای زنده گانی و نه زنده مانی تلاش کرد و امروز نجوای حقیقت را در گوش جانمان می شنویم که به ما می گوید زین پس درطراوت رویش هر جوانه و در غریو شادی مردم  خواهیم توانست مریم را بینیم که از نو زنده شده و خندان و پایکوبان و دست افشان  با مردمانش می رقصد .ابتذال روزمرگی و دیگرانی که مارا تشویق به ماندگاری در ان می کنند در اصل مارا از خودمان بیگانه می سازند . مارا از خودمان می رانند ..انان مارا از درک زمان محض و سبک ماورای گذشته و اینده که در درون ما ساکت نشسته و لجوجانه چشم در چشم هستی فاخر انسانی دوخته  غافل می کنند .هستنی ماورای  بوده گی و مانده گی ؛ هستنی مسیح وار ؛همیشگی ؛ که نمی بینیم ؛ ولی لحظه به لحظه حس اش می کنیم .هستی که  نامش مریم است .

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *