به یاد دوست/ دلنوشته مادر صلح زهره تنکابنی برای مادر صلح مریم حبیبی

به یاد دوست
در این خاک، در این خاک، در این مزرعه پاک
بجز مهر، بجز عشق دگر بذر نکاریم
آرمانها چراغ راهنمای انسان ها طی حیات شان هستند. آن آرمانی که در خدمت پیشرفت بشریت باشد، باعث رویش و نو به نو شدن دایمی انسان می گردد. عملکرد جوامع بشری هر انداره کند و اندک هم باشد، همواره جهان را به جلو میراند.
دستاورد هزاران ساله تاریخ بشریت گواه این واقعیت است که عملکرد جوامع در نهایت باعث افزایش آگاهی و شناخت هرچه وسیع تر انسان از چگونگی رفع مشکلات پیش رویش شده است.
میگویند تاریخ جبر نیست و می تواند بر حسب عملکرد انسان ها به سوسیالیسم یا بربریت ختم شود. من اضافه میکنم این عملکرد آگاهانه انسان است که اجازه بربریت را نخواهد داد بشریت نهایتاً از تخریب جهان تخریب جهان توسط آزمندان جلوگیری کرده و آن را به سوسیالیسم می رسانند.
روزی کسی از من پرسید چرا این همه رنج وسختی را تحمل کردی؟ آیا این زندگی ارزش این همه رنج را دارد؟ دستاوردت چه بوده است؟ گفتم تصور کن بنای عظیمی در آینده بشری باید ساخته شود مبارزات و تلاش ها در هر دوران به مثابه آجرهائی است که این بنا را می سازد. ولو آنکه طی حیات کوتاه مان شاهد تکمیل آن نباشیم.
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بیگمان
سر میزند زجائی وخورشید میشود
ایستادگی در برابر جباران وجنگ طلبان برای دستیابی به صلح جهانی از آرمان های بزرگ بشر امروز است که با هر عقیده و مرامی آن را تائید کرده و پیگیری مینمایند.
مکرم نیز با این آرمان بزرگ زیست و با تمام وجود برای دستیابی به آن، آجری بر این بنای سترگ آینده نهاد.
با مکرم در سال 69 وقتی از زندان بیرون آمدم اشنا شدم. وی به همراه محترم عزیز و زنده یاد مادرشان به دیدارم آمده بودند. خواهرم که خانواده شان را خوب میشناخت از خصوصیات خوبششان برایم تعریف کرد. به تدریج به یکدیگر نزدیکتر شدیم. زیرا مکرم در خانواده ای بسیار خونگرم بزرگ شده و بالیده بود. خونگرمی مثال زدنی آنان سبب میشد هر غریبه ای بسیار زود به آنان نزدیک شده و احساس غریبگی اش را کنار بگذارد.
سوابق مبارزاتی خانواده سبب شد که نتوانند در شهسوار شغل مناسبی پیدا کنند و مجبور به مهاجرت شدند. سال ها در شهرهای ملایر، بروجرد و بندر عباس به کار پرداختند. همین جا باید از روحیه فداکارانه و سخت کوشی محمود عزیز همسر وفادار مکرم بگویم که در سخت ترین شرایط حتی در بیماری سختی که داشت یک لحظه از تلاش برای رفاه خانواده باز نایستاد. آنها نهایتا ًبه تهران منتقل شدند. رابطه ما بسیار نزدیکتر شد. در سال 82 در جریان رسیدگی به زلزله زدگان بم با شور خدمت و توانمندی شان بیشتر آشنا شدم. مکرم سپس به فوروم مادران صلح ایران پیوست. در آنجا نیز شاهد شور انسان دوستانه و توانمندی هایش در پیشبرد اهداف این نهاد بودم.
متاسفانه سونامی سرطان این یار دیرین و مادر صلح عزیز را از ما گرفت. در اینجا تاسف شدید خود را از این ضایعه اعلام داشته و به حضور خانواده گرامی آن عزیز از دست رفته و مادران صلح ایران و نیز زنان آزاده ایران تسلیت مجدد عرض میکنم.
21 اسفند1394 زهره تنکابنی

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *