کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم

كبوتر خونين بال صلح
روزگار غريبي است !؟ بالهاي خونين كبوتر صلح و آزادي كمتر نشاني از سپيدي صلح و آرامش دارد و زندگي شادمانه در پهنه ي اين سياره ی آبي هر روز بيشتر از ديروز به غربتي غم انگيز مي خزد . اخبار جهاني به نمايش تراژيكي از شگردهاي جديد جنگ ، خونريزي ، كشتار ، جنايت ، ظلم و نسل كشي بدل شده است و نسل بشر بيشتر از پيش خو د را در چنگال جنگ هاي بر افرخته شده بي پناه و ناگزير مي يابد. منطقه ی بلازده ی خاورميانه و شمال آفريقا بعد از منطقه ی شرق دور امروز در آتش جنگ و نفاق و برادركشي مي سوزد و گاه شراره هايي از اين آتش دامن گیر ديگر نقاط جهان می شود. نگرانيهاي آشكار و پنهان انسانها در مناطق مختلف از گسترش بیشتر جنگها تبديل به كابوسهاي وحشتناك شبانه روزي گرديده و آرزوهاي رنگين شادي به رويايی دست نيافتني تبدل شده است . در این مناطق انسان ها جز صلح ،امنيت و آرامش خواسته ی ديگري ندارند. زماني در تاريخ انسانها صلح نقطه ی پاياني براي جنگيدن، كشتن ، غارت و چپاول بود و مردم هر چه پيش آمده بود را فراموش مي كردند و مهرباني را به جاي خشم و عشق را به جاي نفرت و بخشش را به جاي انتقام بر مي گزيدند و جشن هایي هفت شبانه روزي برپا مي كردند كه امروزه جز كاريكاتوري از آن ها باقي نمانده است .صلح به طعمه اي در دستان آزمندان و قدرتمندان و ديكتاتورها براي ساختن اهدافي انساني براي فريب خوردگان عمله ی جنك تبديل شده است . به راستي روزگار غريبي است؛ صلح در قله ی قاف ، زنداني ديوان جنگ طلبي است كه نامشان در تنور نفاق و برادر كشي برشته مي گردد و صلح خواهان و بشر دوستان مي بايد از هفت شهر عشق گذر كنند ، كشته ها دهند و زجرها كشند تا شايد اين راهيان میليوني به سيمرغي بدل گردند و به قاف صلح رسند و آنگاه جز خويشتن در آن نيابند. راستي روزگار غريبي نيست ؟ جالب تر آنكه همه ی طرفين جنگها براي اهدافي انسانی مي جنگند.جنگها ريشه در عوامل اجتماعي فرهنگي اقتصادي و قومي دارند ؛از یک سو انسانهاي خشن، زورگو و قانون گريز و در سويی ديگر انسانهاي تو سري خور ، بيچاره ، آواره و بي پناه محصول بازتاب سياستهاي غلطي است كه منافع اقليتي را بر خوشبختي اكثريت ترجيح مي دهند كه نتيجه اي جز شورش مظلومان و جنگهاي ديرپا نداشته و نخواهد داشت . فراموش نكنيم كه جنگهاي بزرگ عمله ی خود را از سطح خيابانها و گذرگاه ها از پشت رل اتوموبيل ها و محله هاي كار فراهم مي كنند. تك تك آنها افراد زخم خورده و ستم كشيده اي هستند كه آماده اند به كوچكترين تحريكي گلوي همسايه ی خود را بفشارند. در اين كشاكش بي انتها ، در اين غوغا سالاري و در اين بازار مكاره ، صلح طلبان و مناديان انسانيت با دستان خالي از زر و زور چه تدبيري بايد به كار گيرند كه پرچم صلح و آشتي را در ميان اين فريب سهمناك جنگ بپا دارند و سربازگيري كنند .چه بايد كرد؟شكي نيست كه فرهنگ سازي يكي از اساسي ترين گام ها و طبيعي ترين و ديرپاترين سلاحي است كه مي تواند چراغ راهي براي اصلاح سياستهاي غلط و ارزشهاي تحميلي گردد. ولي چگونه؟
خيزشي عظيم،نهضتي بزرگ و سفيد با سلاح علم و قلم و هنر مي بايد فراهم گردد.كوشندگان راه روشنگري، صلح و آزادي مي بايد جهاني فكر كنند و جهاني عمل نمایند. مي بايد بسياری از اصول و عقايد و بايدها و نبايدها و مرزها و محدوديتها زير و رو شود .مي بايد كره ی زميني از براي زندگي صلح آميز ساخته شود. شكي ندارم كه خواب شيرين خواجه حافظ مي بايد جامعه عمل بپوشد و ” طرحي نو بايد در انداخت” و گرنه با اين قواعد و قوانين و با اين اصول و ضوابط حاكم بر جاي جاي دنيا آش همان آش است و كاسه همان . و باز هم بايد شاهد شعله ور شدن جنگ در جاي جاي دنيا باشيم. ممكن است به كلي گويي متهم شوم ولي نمي دانم آيا راه ديگري نيز هست ؟!!!!
مادر صلح اکرم

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *