مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم
یاد و نام بزرگمرد سینمای ایران کیا رستمی را گرامی میداریم!
هشتم تیرماه! / مادر صلح: پروین ضرابی
بزرگداشت مادر صلح مریم حبیبی

آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!

۱۷ خرداد ۱۳۹۶

روز یازدهم خرداد ۱۳۶۰ یعنی درست سی سال قبل از روز شهادتش راهی جبهه‌های جنگ می‌شود تا بسهم خود در دفاع از وطن کوشا باشد. او در در دفتر خاطراتش که شرح اوقات اقامتش در اردوگاه های جنگ است .چنین می نویسد ؛ دیشب خیلی دست بدامان خدا شده بودم حالم خوب بود مثل اینکه دنیا به من می‌خندید .

سی سال بعد درست روز یازدهم خرداد ۱۳۹۰ هاله پس از گذراندن یک شب خوش با دو چیزی که سخت دوستشان می‌داشت یعنی پدر نازنین و قرآن عزیزش که بر پیکر پدر تلاوت می‌کرد، راهی جبهه دیگری شد. این بار میدان درگیری و جدل بین بودگی و نابودگی بود .

دفتر خاطرات هاله را که ورق میزنم از خلال نوشته‌هایش طنازیهای بی‌بدیلش را به خاطر می‌آورم. آنجا که می نویسد :در اردوگاه رامهرمز یکی از برادر ها امد و گفت خواهر اینجا هستید یک شامی برای ما بپزید ثواب داره و ما گفتیم چون ما در خانه شام درست نمی کردیم مادرمان فرستادمان اینجا !

هاله اما کسی نبود که به پاکی خویش از آلودگی ها و فراوانی ثمرات‌اش دلخوش کند. در جایی می‌نویسد :در خط مقدم با بعضی پاسدار ها و بسیجی‌ها و سربازهای فداکار آشنا شدیم. شهر خراب آباد است .خدایا رسیدن به مرز شهادت چقدر سخت است. حقیقتا تو هرکس را به این پایه نمی رسانی. پس من چه باید بکنم؟ و از چه‌ها باید بگذرم تا به اینجا برسم ؟
هاله خدایی را می‌پرستید که از نزدیک می‌دیدش .هاله در جبهه، هاله در دانشگاه ، هاله در زندان، هاله را در عرصه فعالیت‌های سیاسی اجتماعی زنی با هویت و اندیشه و آرمان‌های سیاسی می‌شناختند.

هاله در زندان، فعال سیاسی متعین و روشنفکر برج عاج نشین نیست، هم بندانش را می خنداند، ناشیانه پایکوبی می‌کند، و نقش کمدی بازی می‌کند و در عین حال درس تاریخ و تفسیر و زبان می گوید. بلکه فراغ و جدایی ها بر جوان و پیر زندانی آسان تر بگذرد! او می‌گفت زندانی و زندانبان ،شاه و گدا ،همه سوار بر قایقی هستیم که نامش را ایران گذاشته‌ایم .

می‌گفت ما در طول تاریخ آزموده‌ایم و بدرستی در یافته‌ایم با بغض و کینه نسبت به یکدیگر و بی اعتنا به جریان جاری وحدت انسانی نخواهیم توانست بخت و رخت خویش را از ورطه‌های هولناک جباریت درون و برون بیرون بکشیم. تا برنگ خدا نشویم شایستگی مقام خلیفه الله را بدست نخواهیم آورد . هاله این شعر ابوالقاسم شایی را که بیش از پنجاه سال است در اردوگاه های آوارگان فلسطینی و ستم دیدگان عرب زبان زمزمه می شود را بسیار دوست می‌داشت و عجبا که خود تفسیر بی‌واسطه این شعر عارفانه شد.
مادر صلح: مینو مرتاضی لنگرودی


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ