مادران صلح ایران

دیدگاه ها و نظرات مادران صلح ایران تنها از طریق این وب سایت در اختیار عموم قرار می گیرد و هیچ شعبه ای ندارد

صفحه اول آوای صلح اجتماعی اخبار بیانیه‏ ها و نامه دل نوشته فعالیت‏ها کوتاه و خواندنی گزارش مادرانه مقالات تماس با ما
آوای صلح دل نوشته
ترور به هر شکل و با هر انگیزه ای محکوم است.
آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت!
مطالبات مادران صلح ایران از ریاست جمهور آینده ی ایران
گزارش برگزاری روز جهانی زن
بیانیه مادران صلح ایران به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن
کارگردانان فراملیت و بدون مرز( مادر صلح مینو مرتاضی)
تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت فاجعه ی پلاسکو
پیام تسلیت مادران صلح ایران به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی
مادران، پدران، جوانان، معلمان، روشنفکران، سیاستمداران و در یک کلام صلح دوستان امریکایی
خشونت و ترور به هر شکلی محکوم است
گزارش مراسم روز جهانی صلح
تسلیت مادران صلح به مناسبت درگذشت بانو توران میرهادی
نه سال تلاش برای صلح / مادر صلح: نسرین
مقاومت صلح آفرین است! مادر صلح: مینو مرتاضی
بیانیه مادران صلح به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی صلح
گذشته چراغ راه آینده / مادر صلح: زهره تنکابنی
کبوتر خونین بال صلح / مادر صلح اکرم
یاد و نام بزرگمرد سینمای ایران کیا رستمی را گرامی میداریم!
هشتم تیرماه! / مادر صلح: پروین ضرابی
بزرگداشت مادر صلح مریم حبیبی

صدایم را می شنوی؟

۲۸ آبان ۱۳۸۹

. امروز آمده ایم تا شاهد اعدام امیر باشیم  پسری که مانند دهها نوجوان دیگر به خاطر یک دعوای کودکانه دستش به خون کودک دیگری آلوده شده و اکنون در سن نو جوانی به پای چوبه دار می رود.

با خود فکر می کنم آیا من و تو و در نهایت جامعه به اندازه امیر و امیرها مقصر نیستیم ؟ باید کاری کرد و تلاش بیشتر برای گرفتن رضایت از اولیای دم . خوشبختانه مهلتی به امیرداده می شود و با مراجعه مکرر مادران به خانواده اولیای دم موفق می شویم رضایت آنها را گرفته و امیر با پرداختن دیه آزاد میشود .

روزی علی در زندان نا امید از زندگی نامه ای می نویسد با مضمون ” صدایم را می شنوی ؟”

صدایم را می شنوی ؟ پاییز گفت تا چند روز دیگر می رود . مامور زندان گفت قبل ازرفتن پاییز تو هم می روی . با انگشت روزها را می شمارم . لحظه های مرموز به تندی می گذرند . لولوی شب می آید هر شب … تو هم می بینی ؟ آنجا تاریک است بوی مدرسه از یادم رفته . حالا من علی … شاگرد درس خوان سال دوم هنرستان در میان این جمعیت نام دیگری هم دارم ” اعدامی ” . هیچ وقت زمستان را دوست نداشتم اما حالا که قرار است دیگر خیابان های سفید محله مان را نبینم دلم برای برف بازی حسابی تنگ می شود . جویباری از چشم هایم جاری می شود . مرگ لالایی می خواند ، صدای خاموشش را می شنوم . ضربه های قلبم یکی یکی خاموش می شوند . لحظه های غم انگیز زندگی ام از چهاردهمین روز بهمن سال ۸۱ شروع شد.

صدای علی در گوشم می پیچد . نجات . نجات . نجات که حالا قبل از رفتن به پای چوبه دار این واژه را با تمام وجود فریاد می زند . مادران صلح و مادرانی دیگر شاید  صدایش را می شنوند و جوانیش را می بینند و به یاریش می شتابند و اکنون این علی است که نامه ای برای مادران می نویسد .
توی یک غروب تلخ یه نفر مونده بود تو جاده زندگی . نه راه را بلد بود و نه پاهاش برای رفتن یاری می کرد . نا امید بود از رحمت خدا . میدونست خدا تنهاش نمی ذاره . وقتی که سرمای روزگار به تنش نشسته بود ، خدا دستاشو گرفت . توی اون جاده کسی عبور کرد که برای کمک به اون اومده بود. الان روز شده هوا دیگه گرگ و میش نیست آفتاب در اومده . من و خیلی از دوستان من می دونیم اون غروبی که تو جاده مونده بودیم راه همواری نبود و ما دست وپا بسته نمی تونستیم اون راه را طی کنیم ولی الان می فهمیم این آفتات و طلوع آزادی را مدیون تلاش مادرانمان هستیم . مادرانی که تلاش های بی وقفه ای که شب و روز برای ما انجام دادند را فراموش نمی کنیم . اون غروب من نیاز به دلگرمی داشتم وقتی پشت میله های سرد و بیروح می شنیدم مادران صلح برای گرفتن رضایت از شاکی اقدام کرده اند ، امیدم به زندگی بیشتر می شد وقتی می فهمیدم برای آزادی من به قاضی و دادگاه مراجعه می کنند ، دلگرم تر اون جاده را طی می کردم . الان از آن طلوع زیبا چند ماه گذشته . هنوز اون آدما که فقط مادر صلح نیستند ، مادر آرامش من هستند به دیدن من میان و مشکلاتمو پیگیری می کنند . من حتی برای جمع کردن پول دیه که توان پرداخت اون را هم نداشتم به کسی نگفتم چرا که احساس خجالت می کردم ولی مادران من تنهایم نگذاشتن و در این راه کمکم کردند .

من در اینجا می خواهم که سالروز تولد این مادران را به تمامی صلح دوستان کشورم تبریک بگم و امیدوارم یه روزی همگی دست به دست هم داده و دست خیلی ها رو که توی جاده زندگی زمین خورده اند رو بگیریم .

با تشکر از تمامی مادران صلح ایران

بدین وسیله مادران صلح ایران از کلیه افراد خیر و نیکوکار دعوت به عمل می آورد تا در تهیه دیه  نوجوان از دسته رفته به علی یاری رسانند.


ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک

1 نظر برای این مطلب
  1. فرخنده گفت:

    اگر دوستانی مایل به کمک بودند می توانند با ایمیل من تماس گرفته و شماره حساب علی را دریافت کنند . دوستان قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود . با تشکر از همه دوستان و یاران همیشگی


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




بایگانی مادران صلح ایران







بیانیه اعلام موجودیت مادران صلح 
جنگ نه! 
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت ها و مذاهب مختلف؛ مادرانی که جوانی مان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد. مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم. 
مادرانی که دوران هشت سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان های مان هزینه های فراوانی را متحمل شدیم. 
مادرانی که سخت ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صف های طویل را صبورانه تاب آوردیم تا قوت روزانه ی خانواده را فراهم کنیم. 
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالت خواهی و آزادی خواهی و استقلال و صلح را در رگ های فرزندان مان جاری ساخته ایم. 
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان هم پیمان شده ایم تا در حد توان مان از میهن و آرمان های مردم مان در مقابل تهدیدها حفاظت کنیم. 
آرمان هایی که برای تحقق آن ها جوانی مان را هزینه کرده ایم و اینک آرزو داریم که جوانان مان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آن که شاهد هزینه شدن آنان باشیم. 
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانان مان را تهدید کند اعتراض داریم. 
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب و جنگ و در زندان ها از دست داده ایم و نمی خواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود دموکراسی و عدالت را برقرار خواهند کرد. 
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه نگاران، نویسندگان، روحانیون، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریم های گوناگون می کشاند. 
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندان مان تلاش خواهیم کرد و برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. 
به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ