تناقض عجیبی ! فاجعه ای به نام « بم » مرا به درِ خانه ای کشانید که سراسر زندگی بود عشق . از پله های خانه ای ، که بعدها تبدیل به آرامشگه من شد ، بالا می روم . زنی نسبتاً بلند بالا و خوش رو در را بر رویم باز می کند . انگار سالها می